حسين قرچانلو

319

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

مىشوند و پارچه‌هاى بافت شهر و مقدار كمى حشيش را براى فروش مىبرند . در كنار آنان ، اتراك صندوقها را حمل مىكنند . اعراب همواره ترك‌ها را اسير مىكنند و به بيگارى مىگيرند و بعد به قيمت بالا مىفروشند . مردم شهر ماليات ورود به شهر تونس را نمىدهند ؛ ولى هنگام خروج از قسنطينه 5 / 2 درصد ماليات مىدهند . « 1 » زاب « 2 » ناحيه‌اى است در الجزاير ، به طول حدود 200 كيلومتر از غرب به شرق ، و حدود 50 تا 65 كيلومتر از شمال به جنوب . زاب از جنوب به صحراهاى افريقا و از شمال به دامنه‌هاى جنوبى اطلس صحرايى ( كوههاى اطلس ) محدود است و به سه قسمت زاب شرقى ، زاب شمالى يا دهروى « 3 » و زاب جنوبى يا قبلى « 4 » تقسيم مىشود . « 5 » در 155 ق / 771 - 772 م يزيد بن حاتم بن قبيصة بن المهلب ، والى افريقيه ، مخارق بن غفار را به زاب فرستاد . او در طبنه ( مركز زاب ) فرود آمد و در نبردهايى كه ميان وى و بربرها درگرفت ، گروه بسيارى از بربرها و قبيلهء ورفجومه و غير ايشان كشته شدند . « 6 » به نوشتهء ابن عذارى : بلاد الزاب همان بلاد الجريد است كه هارون الرشيد فرمانروايى آن را هنگام ولايت محمد بن مقاتل العكّى به ابراهيم بن اغلب داده بود . « 7 » ابن خرداذبه نخستين جغرافيادانى است كه از شهر زاب در مغرب ياد كرده است . « 8 » بلاذرى مىنويسد : ابراهيم بن اغلب كه از ممتازان سپاه مصر بود ، به همراه دوازده مرد به بيت المال تاختند و به اندازهء ارزاق خود - و نه بيشتر - برگرفته ، گريختند و به موضعى به نام الزاب كه بيش از ده روز راه با قيروان فاصله دارد رفتند . عامل آن مرز در آن زمان ، هرثمة بن اعين ( از سوى هارون الرشيد ) بود . ابراهيم بن اغلب بر كسانى كه در زاب بودند ، از سپاهى و غير ايشان ، رياست يافت . « 9 » ابن خلدون مىنويسد : ابراهيم بن اغلب ، عامل زاب و طبنه ، به نزد هرثمة بن اعين رفت . هرثمه او را بنواخت و همچنان بر امارت زاب و طبنه‌اش باقى

--> ( 1 ) . وصف افريقيا ؛ ج 1 ، ص 55 - 57 و 59 . ( 2 ) . Zab ( 3 ) . Dahravi ( 4 ) . Qebli ( 5 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 1 ، ص 1157 . ( 6 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 273 . ( 7 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 92 . ( 8 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 66 . ( 9 ) . فتوح البلدان ؛ ص 336 .